
از خیام بیاموزیم این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «از خیام بیاموزیم» تهیه شده است و مهمترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. سوته دلان زآن پیش که بر سرت شبیخون آرندفرمای که تا بادهٔ گلگون آرند تو زر نهای ای غافل نادان که تو رادر خاک نهند و باز بیرون آرند خیام...
ادامه مطلب
ای مام رنج ها در این مقاله تلاش کردهایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «ای مام رنج ها» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. سوته دلان هرگز ندیده بودم چشم تو را چنیندر خون و اشک غوطهور،ای مامِ رنجها!ای میهنی که در تو به خواریمثلِ اسیرِ جنگییک عمر زیستیمزین گونه زیستیم وهِقهِق گریستیم ... محمدرضا شفیعی کدکنی...
ادامه مطلب
زآن پیش که بر سرت شبیخون آرند فرمای که تا بادهٔ گلگون آرند تو زر نهای ای غافل نادان که تو را در خاک نهند و باز بیرون آرند خیام...
ادامه مطلب
هرگز ندیده بودم چشم تو را چنیندر خون و اشک غوطهور،ای مامِ رنجها!ای میهنی که در تو به خواریمثلِ اسیرِ جنگییک عمر زیستیمزین گونه زیستیم وهِقهِق گریستیم ...محمدرضا شفیعی کدکنی بخوانید...
ادامه مطلب
زبان در دهان ترجمان دل است سخن بر زبان از زبان دل استجهان وانچه می بینی اندر جهان گم اندر فضای جهان دل استقلم هرچه بر لوح هستی نوشت یکی نکته از داستان دل استخدنگی که از قبضه ما رمیت رسد بر نشان از کمان دل استغذایی که از عند ربی ابیت خورد جان عارف ز خوان دل استفراوان فواکه که از قطع و منع مبراست از بوستان دل استکلام تو وحی است جامی بلند که نازل شده ز آسمان دل استجامی بخوانید...
ادامه مطلب
در انتظار تو امدر چنان هوایی بیاکه گریز از تو ممکن نباشدتوتمام تنهاییهایم رااز من گرفتهایخیابانهابی حضور توراههای آشکار جهنماند…شمس لنگرودی بخوانید...
ادامه مطلب
سراپا اگر زرد و پژمرده ایمولی دل به پاییز نسپرده ایمچو گلدان خالی، لب پنجرهپُر از خاطرات ترک خورده ایماگر داغ دل بود، ما دیده ایماگر خون دل بود، ما خورده ایماگر دل دلیل است، آورده ایماگر داغ شرط است، ما برده ایماگر دشنه ی دشمنان، گردنیم!اگر خنجر دوستان، گرده ایم!گواهی بخواهید، اینک گواه:همین زخم هایی که نشمرده ایم!دلی سربلند و سری سر به زیراز این دست عمری به سر برده ایمقیصر امین پور بخوانید...
ادامه مطلب
خیز و در کاسه زر آب طربناک اندازپیشتر زان که شود کاسه سر خاک اندازعاقبت منزل ما وادی خاموشان استحالیا غلغله در گنبد افلاک اندازچشم آلوده نظر از رخ جانان دور استبر رخ او نظر از آینه پاک اندازبه سر سبز تو ای سرو که گر خاک شومناز از سر بنه و سایه بر این خاک اندازدل ما را که ز مار سر زلف تو بخستاز لب خود به شفاخانه تریاک اندازملک این مزرعه دانی که ثباتی ندهدآتشی از جگر جام در املاک اندازغسل در اشک زدم کاهل طریقت گویندپاک شو اول و پس دیده بر آن پاک اندازیا رب آن زاهد خودبین که بجز عیب ندیددود آهیش در آیینه ادراک اندازچون گل از نکهت او جامه قبا کن حافظوین قبا در ره آن قامت چالاک اندازحافظ بخوانید...
ادامه مطلب
شعرهاي من چشم دارندحتي چشم هاي شعرم راکه مي بندمتو بر کلماتم راه مي افتيو مي رقصيخواب هم که باشمصداي تق تق کفش هاتدر سرسراي خوابم مي پيچدکور که نيستمگل قشنگمآمدنت را تماشا مي کنمو اين لبخند براي توستعباس معروفي بخوانید...
ادامه مطلب
شادي داشتنتشادي بغل کردن سازي ستکه درست نمي شناسمشدرست مي نوازمشنت به نتنفس در نفستو از همه جا شروع مي شويو من هربار بداهه مي نوازمتاز هر جاي تنتسبز آبي کبود منلم بده ، رها کن خودت راآب شو در آغوشممثل عطر ياس فراگيرم شوبگذار يادت بگيرمعباس معروفيپی نوشت: عباس معروفی هم جاودانه شد.... بخوانید...
ادامه مطلب
چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی ، نه غمگسارینه به انتظار یاری ، نه ز یار انتظاریغم اگر به کوه گویم بگریزد و بریزدکه دگر بدین گرانی نتوان کشید باریچه چراغ چشم دارد از شبان و روزانکه به هفت آسمانش نه ستاره ای ست باریدل من ! چه حیف بودی که چنین ز کار ماندیچه هنر به کار بندم که نماند وقت کارینرسید آن ماهی که به تو پرتوی رسانددل آبگینه بشکن که نماند جز غباریهمه عمر چشم بودم که مگر گلی بخندددگر ای امید خون شو که فرو خلید خاریهوشنگ ابتهاج*پی نوشت: صبح امروز، نوزدهم مرداد ۱۴۰۱، با شنیدن خبر آسمانی شدنِ «سایه» غافلگیر شدم. با اینکه ۹۴ سال شرافتمندانه زیسته اند اما همچنان دلتنگم. با وجود اینکه سروده ها و آثار ارزشمندی که از خود به یادگار گذاشتند، بسیار زیاد است و می توان سال ها با آن زندگی کرد اما کوچ ای...
ادامه مطلب
ای چهره زیبای تو رشک بتان آزری هر چند وصفت می کنم، در حسن از آن زیباتریهرگز نیاید در نظر نقشی ز رویت خوبتر شمسی ندانم یا قمر، حوری ندانم یا پریآفاق را گردیده ام، مهر بتان ورزیده ام بسیار خوبان دیده ام، اما تو چیز دیگریای راحت و آرام جان، با قد چون سرو روان زینسان مرو دامن کشان، کآرام جانم می بریعزم تماشا کرده ای، آهنگ صحرا کرده ای جان و دل ما برده ای، این است رسم دلبریعالم همه یغمای تو، خلقی همه شیدای تو &nb...
ادامه مطلب
گفتی که در چه کاری با تو چه کار ماند کاری که بیتو گیرم والله که زار ماندگر خمر خلد نوشم با جامهای زرین جمله صداع گردد جمله خمار مانددر کارگاه عشقت بیتو هر آنچ بافم  ...
ادامه مطلب
این صمیمانه ترین دار و ندارِ عاشق استکه به عشقی که همه دار و ندارش رفته در راهش ز دستاز صمیم دل بگوید که تو درمانی مرا !آفرین و آخرین دلبسته ی جانی مرا !یاد دارم سال ها قبل از سفر در «زندگی» در حصار صبحی از مِهرِ حماسه غرقِ در بالندگیدر سراسیمه ترین مجنون تباریدر جنونِ لیلیِ خواهندگیعاشق زیباییِ یک زن شدمیا اگر بهتر بگویم: در مکررهای طاعاتِ فرشته سانِ خودمن دچار ظن شدماو به جز حوّا که اینکدر نگنجد جز که در خوابی و رویایی نبودهر چه آنجا بود گرچه غیر زیبایی نبودلحن چشم مست او اما از این زیباگریفصل دیگر می سرودفصلی از بیم و امیدِ لحظه های بی زمان که نگنجد به یقیندر خیالی از گمانشعله ی بی تابِ ...
ادامه مطلب
بهترین فصل! تو ای تازه بهار! غصه ها را ببر امید بیارخبر از لحظه ی دیدار بده خبر از آمدن و ماندن یارباز کن پنجره ها را به نسیم پاک کن سینه ی ما را ز غبارای که...
ادامه مطلب
دلم دردی که دارد با که گوید گنه خود کرد تاوان از که جویددریغا نیست همدردی موافق که بر بخت بدم خوش خوش بمویدمرا گفتی که ترک ما بگفتی به ترک زندگانی کس بگویدکس...
ادامه مطلب
شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشدتو بیا کز اول شب در صبح باز باشدعجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستتبه کجا رود کبوتر که اسیر باز باشدز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویتکه محب صادق آنست که پاکباز باشدبه...
ادامه مطلب
به من قفس شدی ای فاصله به فرسنگی هم ای زمانه ی پُر از هزار و یکرنگی برای ماهی زنده به شوق آب زلال یکی ست مردن و مردابهای خرچنگی ...
ادامه مطلب
گر چه نزنی جز به تصور پر و بالیزیباتر از آنی تو که گنجی به خیالی گاهی به حوالی ِ دلم از تو شنیدمگر چه تو نباشی به حوالی ِ حوالی!...
ادامه مطلب
بوی بهشت می شنوم از صدای تونازکتر از گُل است گُلِ گونه های توای در طنین نبض تو آهنگ قلب منای بوی هر چه گل، نفس آشنای توای صورت تو آیه و آیینه ی خداحقا که هیچ نقص ندارد خدای توصد کهکشان ستاره و هفت آسم...
ادامه مطلب