روی بنمای

متن مرتبط با «همان» در سایت روی بنمای نوشته شده است

من و دل، همان که بودیم....

  • نیلوبلاگ

    دل زود باورم را به کرشمهای ربودی چو نیاز ما فزون شد تو به ناز خود فزودی به هم الفتی گرفتیم ولی رمیدی از ما من و دل همان که بودیم و تو آن نه ای که بودی من از آن کشم ندامت که تو را نیازمودم تو چرا ز من گریزی که وفایم آزمودی ز درون بود خروشم ولی از لب خموشم نه حکایتی شنیدی نه شکایتی شنودی چمن از تو خرم ای اشک روان که جویباری ...

    ادامه مطلب
  • من و دل، همان که بودیم....

  • نیلوبلاگ

    دل زود باورم را به کرشمهای ربودی چو نیاز ما فزون شد تو به ناز خود فزودی به هم الفتی گرفتیم ولی رمیدی از ما من و دل همان که بودیم و تو آن نه ای که بودی من از آن کشم ندامت که تو را نیازمودم تو چرا ز من گریزی که وفایم آزمودی ز درون بود خروشم ولی از لب خ...

    ادامه مطلب
  • تو همان گفته ی ناگفته محالی به چه روی؟

  • نیلوبلاگ

    با دل و جــــــان و نگاهم تو خیالی به چه روی؟ بهر هفتاد و دو ملـت تو سوالی به چــــــه روی؟ از تو گفتند و بگوئیــــــــــــــم و بگویند ولــــــی تو همــــــــان گفته ی ناگفته محالی به چه روی؟ تند راندی، ز بهشــــــــــــــــتِ رُخت آدم واماند جای حوّای تو زین قافله خالــــــی به چه روی؟! می درَد پرده ی اسرارم از آن صاحــــــبِ غیب کــــز پس پرده چه پروازی و بالی؟به چه روی؟ اشکم از چشم تو تحریک شـــــــد و جان بگداخت ورنه بی چشم تو جان را چه ملالی؟به چه روی؟ از می چشم تو جامی ک...

    ادامه مطلب