1 مرا شوق 1 شده ای تو
چون پنجره ای رو به دلم وا شده ای تو
سرزنده ای و مانده ام ای عشق چگونه
در این دل بی حوصله پیدا شده ای تو
در پاسخِ هر خواهش من معجزه کردی
یک ذره عطش کردم و دریا شده ای تو
جز هیچ نبودم من و با نبض حضورت
بیهودگی ام را همه معنا شده ای تو
یک شعر دل انگیزی و مصراع به مصراع
در گوشه ی دیوان دلم جا شده ای تو
ای روحِ به تن آمده جایی نرو دیگر
حالا که چنین بابِ دلِ ما شده ای تو
مه زاد رازی
برچسب:
نویسنده: محمد نوروزی