خرید بک لینک

جز هستی من تا تو مرا فاصله ای نیست

خواهی اگر این فاصله چینی گله ای نیست

از صبح ازل با تو مرا حرف دلی هست

تا شام ابد هست و بر او فیصله ای نیست

چشمان غزالـت شده همبستر جانم

بر نطفه ای اینسان چو غزل قابله ای نیست

ای راحله ی منزل آخر ! برسانم

آنجا که به جز فقر و فنا مرحله ای نیست

از حکم به چرخیدن اجرام سر ِ مِهر

جُرم است دل وعشق و جز این منزله ای نیست

آئینه و تصویر ز وحدت بسرایند

چون عاشق ومعشوق به هم واصله ای نیست

از منظرِ شیرین و خوشِ مویت و رویت

با تلخی ِ شام و سحرم غائله ای نیست

بهرام باعزت


برچسبها: غزل, عاشقانه, بهرام باعزت, خواهم که بین ماندن و رفتن رها شوم

برچسب: نویسنده: محمد نوروزی تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 20:19

صفحه بندی