شب از شبهای پاییزیست. از آن همدرد و با من مهربان شبهای اشک آور، ملول و خستهدل، گریان و طولانی. شبی که در گمانم من که آیا بر شبم گرید، چنین همدرد، و یا بر بامدادم گرید، از من نیز پنهانی.
من این میگویم و دنباله دارد شب.
خموش و مهربان با من به کردار پرستار وی سیه پوشیده پیشاپیش، دل برکنده از بیمار، نشسته در کنارم، اشک بارد شب. من این میگویم و دنباله دارد شب.
اخوان ثالث
برچسب: نویسنده: محمد نوروزی تاريخ: سه
شنبه
4 دی
1397 ساعت: 19:23