با تو دارم حرفها...
-
تاریخ: 1396/8/26 ساعت: 21:34
[unable to retrieve full-text content] با تو دارم حرفها از زمره ی تاراج پا&#
با تو دارم حرفها...
-
تاریخ: 1396/8/9 ساعت: 12:42
xa0 با تو دارم حرفهااز زمره ی تاراج پاییز مثل آن حرفی که روزی در میان کوچه ای خلوت نگاه تو به من زد جانم از آن حرف پر زد یاد داری؟ سالها پشت سر هم رفت و شد کهنه ، نگاهت ماند اما در دل پُر خواهش من تازه تر از هر معما تازه تر از حرفِ موجِ بی قرارِ دائما
به مناسبت بزرگداشت حضرت حافظ
-
تاریخ: 1396/7/30 ساعت: 5:03
xa0 گر از این منزل ویران به سوی خانه رومxa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0دگر آن جا که روم عاقل و فرزانه روم زین سفر گر به سلامت به وطن بازرسم xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0نذر کردم که هم از راه به میخانه روم تا بگویم که چه کشفم شد از این سیر و سلوک xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0به در صومعه با بربط و
غنای غم
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 15:25
xa0 از غم جدا مشو که غنا می دهد به دلxa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0اما چه غم غمی که خدا می دهد به دل گریان فرشته ایست که در سینه های تنگ xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0از اشک چشم نشو و نما می دهد به دل تا عهد دوست خواست فراموش دل شدن xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0غم می رسد به وقت و وفا می دهد به د...
با خیالت خوشم و خاطره ای از مهتاب
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 15:25
xa0 به نگاهت قسم و نام فریبای سرابxa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0و به چشم تو و آن جام گوارای شراب که نگاه تو و چشم تو نبیند هر کس xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0نشود فاش بر او حال من جمله خراب چشم تو عاقبت آموخت مرا آن مستی xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0تا که با جام کنم تصفیه ی خُرده حساب ادعایی نک...
نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی ...
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 5:27
xa0 ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0نروم جز به همان ره که توام راه نمایی همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0همه توحید تو گویم که به توحید سزایی تو زن و جفت نداری تو خور و خفت نداری xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0احد بی زن و جفتی ملک...
ابر و ابریشم و عشق...
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 5:27
xa0 هزار و یک اسم داری و من از آن همه اسم «لطیف» تو را دوست تر دارم که یاد ابر و ابریشم و عشق می افتم. خوب یادم هست از بهشت که آمدم، تنم از نور بود و پر و بالم از نسیم. بس که لطیف بودم، توی مشت دنیا جا نمی شدم. اما زمین تیره بود، کدر بود، سفت بود و سخت. دامنم به سختی اش گرفت و دستم به تیرگی اش آغشته...
موتر از مویت شدم در حسرت گیسوی تو...
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 5:27
xa0 موتر از مویت شدم در حسرت گیسوی تو xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0سوی چشمم گم شد و پیدا نشدخود سوی تو آنکسی که گم شود در کوچه ساری از خیال xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0پی برد بر حالتِ گمگشتگان کــــوی تو مثل آن نشنیده ای که می شود شیرین ادا xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0می برد تُرد و ملس دل را...
بگذر شبی به خلوت این همنشین درد
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 5:27
xa0 بگذر شبی به خلوت این همنشین درد xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0تا شرح آن دهم که غمت با دلم چه کرد خون میرود نهفته از این زخم اندرون xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0ماندم خموش و آه ، که فریاد داشت ، درد این طرفه بین که با همه سیل بلا که ریخت xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0داغ محبت تو به دلها نگشت ...
فاصله...
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 5:27
xa0 روزی که فاصله ای بین ما نخواهد بود به دیدنت خواهم آمد شاید عصری که همواره ابعاد ساده ای از سکوت و دلتنگی دارد و شاید نیمه شبی که همیشه از پنجره اش به وسعت منظره ی تنهایی خیره هستم بگذار این خواب شیرین را تا تو بیاورم که با تو بودن راز دلم هست و جای بازی خیالم اما راز دیگر این هست که نام ها و شای...
آواز نگاه تو...
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 5:27
xa0 می شنوم می شنوم آشناست xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0موسقی ِ چشم ِ تو در گوش ِ من موج ِ نگاه ِ تو هماواز ِ ناز xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0ریخت چو مهتاب در آغوش ِ من می شنوم در نگه ِ گرم ِ توست xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0گم شده گلبانگ ِ بهشت ِ امید این همه گشتم من و دلخواه ِ من xa0 xa0 x...
من و دل، همان که بودیم....
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 5:27
xa0 دل زود باورم را به کرشمهای ربودی xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0چو نیاز ما فزون شد تو به ناز خود فزودی به هم الفتی گرفتیم ولی رمیدی از ما xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0من و دل همان که بودیم و تو آن نه ای که بودی من از آن کشم ندامت که تو را نیازمودم xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0تو چرا ز من گری...
چه خوب می شد..
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 5:27
xa0 چه خوب می شد همين لحظه يک اتفاقی می افتاد مثلا باد می آمد میرفت باغهای بالا را دور میزد برمیگشت، خاک را بو میکرد، و از کنارِ شمشادهای شکسته بوی خوش آب و خبر از هوای حامله می آورد. شمعدانیهای بالِ چينه ی مهتاب تب دارند، تشنه اند، بی ترانه اند. اصلا باد چرا از چيزی شبيه باران نمیخواند! آخر چه قدر ...
از صبح ازل با تو مرا حرف دلی هست....
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 5:27
xa0 جز هستی من تا تو مرا فاصله ای نیست خواهی اگر این فاصله چینی گله ای نیست از صبح ازل با تو مرا حرف دلی هست تا شام ابد هست و بر او فیصله ای نیست چشمان غزالـت شده همبستر جانم بر نطفه ای اینسان چو غزل قابله ای نیست ای راحله ی منزل آخر ! برسانم آنجا که به جز فقر و فنا مرحله ای نیست از حکم به چرخیدن اج...
چه خوب می شد..
-
تاریخ: 1396/6/9 ساعت: 20:19
xa0 چه خوب می شد همين لحظهيک اتفاقی می افتاد مثلا باد می آمد میرفت باغهای بالا را دور میزد برمیگشت، خاک را بو میکرد، و از کنارِ شمشادهای شکسته بوی خوش آب و خبر از هوای حامله می آورد. شمعدانیهای بالِ چينه ی مهتاب تب دارند، تشنه اند، بی ترانه اند. اصلا باد چرا از چيزی شبيه باران نمیخواند! آخر چه قدر ت...
از صبح ازل با تو مرا حرف دلی هست....
-
تاریخ: 1396/6/9 ساعت: 20:19
xa0 جز هستی من تا تو مرا فاصله ای نیستخواهی اگر این فاصله چینی گله ای نیست از صبح ازل با تو مرا حرف دلی هست تا شام ابد هست و بر او فیصله ای نیست چشمان غزالـت شده همبستر جانم بر نطفه ای اینسان چو غزل قابله ای نیست ای راحله ی منزل آخر ! برسانم آنجا که به جز فقر و فنا مرحله ای نیست از حکم به چرخیدن اجر...
نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی ...
-
تاریخ: 1396/5/13 ساعت: 14:12
xa0 ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خداییxa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0نروم جز به همان ره که توام راه نمایی همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0همه توحید تو گویم که به توحید سزایی تو زن و جفت نداری تو خور و خفت نداری xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0احد بی زن و جفتی ملک ...
ابر و ابریشم و عشق...
-
تاریخ: 1396/5/13 ساعت: 14:12
xa0 هزار و یک اسم داری و من از آن همه اسم «لطیف» تو را دوست تر دارم که یاد ابر و ابریشم و عشق می افتم. خوب یادم هست از بهشت که آمدم، تنم از نور بود و پر و بالم از نسیم. بس که لطیف بودم، توی مشت دنیا جا نمی شدم. اما زمین تیره بود، کدر بود، سفت بود و سخت. دامنم به سختی اش گرفت و دستم به تیرگی اش آغشته...
موتر از مویت شدم در حسرت گیسوی تو...
-
تاریخ: 1396/5/13 ساعت: 14:12
xa0 موتر از مویت شدم در حسرت گیسوی توxa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0سوی چشمم گم شد و پیدا نشدخود سوی تو آنکسی که گم شود در کوچه ساری از خیال xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0پی برد بر حالتِ گمگشتگان کــــوی تو مثل آن نشنیده ای که می شود شیرین ادا xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0می برد تُرد و ملس دل را ...
بگذر شبی به خلوت این همنشین درد
-
تاریخ: 1396/5/13 ساعت: 14:12
xa0 بگذر شبی به خلوت این همنشین دردxa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0تا شرح آن دهم که غمت با دلم چه کرد خون میرود نهفته از این زخم اندرون xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0ماندم خموش و آه ، که فریاد داشت ، درد این طرفه بین که با همه سیل بلا که ریخت xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0داغ محبت تو به دلها نگشت س...